تبليغاتX
دوستان ورودی 85
«هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش ...

چون احوال عاشقان نویسم نشاید،

چون احوال عاقلان نویسم نشاید،

هرچه نویسم هم نشاید،

و اگر هیچ ننویسم هم نشاید،

و اگر گویم نشاید،

و اگر خاموش گردم هم نشاید.

و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید ...»

(رساله عشق - عین القضاة»

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 14:57  توسط ابوالفضل صدیقی | 
امتحان...!
 

امتحان امتحان امتحان همش امتحان

تا جون داریم از ما امتحان می گیرن که از نفس میفتیم .

از بس که امتحان دادیم و امتحان دادیم و امتحان دادیم ، انگار جز این کاری نداریما ...

اگه می شد تو کله مونو نیگاه کنی اونوقت می دیدی که مغزمون سیاه و کبود شده!

از بس که امتحان دادیم و هی امتحان دادیم و امتحان دادیم ، همه فکر و ذکرمون همینه . اونقدر هر هفته امتحان دادیم که اصلا وقت نمی کنیم چیزی یاد بگیریم.!!!کلافه

 

بله این شل سیلور جون هم مثل ما بوده خیلی دل پری داشته . نیشخندبعدش میگن چرا هیچی یاد نمیگیرین . تو بخش استثنائی هستیم اونوقت تئوری اطفال داریم . بخش قلبیم تئوری عفونی . تو بخش اطفالیم اونوقت پره داریم. کدومو بخونیم کدومو نخونیم ! چی کار کنیم چی کار نکنیم !اخرش گند می زنیم به هر دو تاشون . از خود راضیتوی بخش گله دارن که چرا همش جیم فنگ می شین اونوقت که باید هی بشینیم عجزو ناله کنیم که اره امتحان تشریحی داریم .اونا هم میگن بخشتونو فدای تئوری نکنین .چه فایده داره سواد تئوری؟ ایناهمه یادتون میره . بعدش از اون طرف میگن دکتر بی سوات به درد نمی خوره . تاتئوری نخونین نمی تونین تو عمل به کار ببرین. این اموزشو خدا بگم چی کار کنه با این برنامه ریزیش.

در این هنگامه است که ما میگیم مخمون تیلیت شد!!!

بعله دیگه از بس امتحان امتحان زدم حتما فهمیدین که چرا دیر اپ کردم دیگه! دیگه

بعله امتحانمونم خداروشکر به بهترین شکل ممکن گند زدیم . عینکخیالمون راحته که در جهت اینکه به سخن رهبر عزیزمان در سال نواوری و شکوفایی جامه عمل بپوشانیم  از هیچی که نمره نیاریم حقمونه استادا از نواوری و تفکر خلاقمون در پاسخگویی به یک سوال مشخص نمره عالی به ما اهدا کنند. خدایی یعنی شما می تونستید نمونه کامل جوانان نواور و شکوفا شده رو بعد امتحان ببینید که هیشکی جوابش شبیه اون یکی نبود ولی متاسفانه جواب هیش کدوم هم درست نبود!!!فقط با این جوابای پرتی که با کمال اعتماد به نفس تو چشم استاد نیگا کرده بودیم و بهش داد ه بودیم رومون نمی شد که دیگه جلوش سبز شیم. !!!فقط دارم تصور می کنم چه قده خندیده به ما !والا!خجالت

پارسال همین موقع ها هم بود که از ما به خاطر شیوه امتحان دادنمون که باعث شده بود ملتی یه هفته از خنده ریسه برن کلی تشکر به عمل امد.!!چه چیزی بالاتر از شاد کردن دل مردم . والا!

 

چند روزی بیش نیست که بنده دچار کمی استرس در مورد امتحان پره شدم . بعله به سلامتی یه کم استرس پازیتیو اومده سراغمون . از خود راضیحالا که اومده سراغمون نمی فهمیم چی بخونیم. از روی چی بخونیم . کتاب نداریم . هیچ ادم پره(پ با کسره ها !) داری هم که تو این روزا این طرف ها نمی یاد که یه راهنمایی به ما بکنه که !والا شانس ما که شد رفرانسا زد و عوض شد. نمیشه سوالای سالای قبل رو هم زد!!!زبان

اگه شانس مائه که یه هو دیدی زد و امتحان پره هم مثلا نمره منفی داشت . !!فکر کن !!اصلا دور از انتظار نیستا !

ادم پیشونی نداشته باشه میشه ما !!!آخ

 

از سال اول ما هر روز شب یلدا دور هم جمع می شیم. منظورم از جمع هم نیست همه کلاسا . نه بابا بچه های مااین قده پایه نیستن. همین هفت هشت ده تا اراذل اصلی که خودمان باشیم.نیشخند امسالم شاید میشه گفت اخرین سال بود. چون سال دیگه فکر نکنم بتونیم!ولی امسال اصلا مثل پارسال بهمون خوش نگذشت. بد نبود ولی خب خیلی از بچه ها  نیومده بودن . بعدشم اقاهه رستورانی بد جوری سر ما کلاه گذاشت . چهار تا دونه میوه و یه کاسه اجیل و دو تا قاش هندونه برداشته می ده شیش هزار تومن اونم به عنوان سرویس شب یلدا . ای سوختیم ای سوختیما!امسالم فال حافظمون به شکل دیجیتالی با موبایل بود !!!زبانصفایی نداشت .

 

اقا ما دوستمون ارشد داشت همین یه ماه پیش بود که باهاش رفته بودم بیرون هی نق می زد که وای باقر من هیچی درس نمی خونم اصلا امید ندارم . اصلا حال ندارم . اصلا قبول نمیشم .اصلا واسه چی بخونم.فوق می خوام چی کار. حالا من چی کار کنم....یارو تو گالیور بود همش می گفت من می دونم ....من می دونم نمیشه !!این دوست من همونه !!!زبان

 منم اعصابم تعطیله . حال این ادمای غر غرو رو ندارما.! حالا این بهترین دوستمه به سلامتی. ولی خب دیگه.....منم توپیدم بهش که یعنی چی اعصاب نداری. درس نمیخوای بخونی می خوای چی کار کنی. عصبانیخلاصه مهم اینه که الان متاسفانه یادم نمی یاد دیگه چی بهش گفتم که از روز بعدش بود که دیگه این دوستمون رنگ افتاب مهتاب رو ندید و نشسته تو خونه و یک خری می زنه بیا و ببین.تعجب می ترسم دچار کمبود ویتامین دی بشه . باید التماسش کنی که بیاد بیرون . تازه اگه بخواد بیاد بیرون روز قبلش درس اون روزشو میخونه . شده از اون بچه درس خونایی که رو نرو ادمن !!!

فقط دیروز بهش زنگ زدم که دوست عزیزم میشه به من بگی من چی بهت گفتم که این گونه متحول شدی ؟ !

به خدا یادم نمی یاد وگرنه برای خودم به کار می بستم !!!!چشمک

دیگه همش پستم شد حال به هم زن وامتحانی. این عکسم تازه به دستم رسیده . یه سری عکسه که از ما گرفتن ولی دست خودمون نبود!!یادش به خیر زمانی که هر هفته می رفتیم کوه نوردی  و صخره نوردی!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 13:40  توسط باقر حسنوند | 
نمیدونم چی شد! اصلا نمیدونم کی بهش گفته بود بیاد! اخرشم اومد! البته حقم داشت بهم گفت که از وقتی داش مجید(مدیر گروه سابق) رفته و رفقیق شفیقش یحیی جون به این پست انتصخاب شدن وضع یه کم بهتر شده و دیگه اون خفقان سابق وجود نداره! البته این دوست ما از زحمات بی منت داش مجید در معرفی این رشته به دوستان و برنامه ریزی عالی و اینکه از به روز ترین استادان این رشته استفاده شده است قدرانی کرد!! البته این دوست ما یه کم گله داشت!!یه کم که نه ۲ تا انتقاد! اولیش اینکه هم خوب و هم بد اینه که استفاده از استادان به روز(خیلی به روز)هم در زمینه مدرکشون که همچنان جوهر دانشجویشون خشک نشده بر اساس کدام منطق بود؟! من بهش گفتم که داش مجید خیلی جوون گرا است و اینکه از این کار ۲ تا استفاده میبره:اولیش اینکه استاد رو با ما به قول معروف آب بندی میکنه!!! تا واسه سالهای که ما دیگه دانشجو نیستیم و داریم حسرت روزهای رو میخوریم که اگه چن تا استاد با تجربه داشتیم حالا وضع مون یه چیزه دیگری بود ِ---- آماده بشن(ای ول آینده نگری) و دومین دلیلشم اینکه تو کاری که کرده گیر نکنه(منظور همون اوردن این رشته اما بدون برنامه ریزی)!!!

و دومین انتقادشم به دروسی بود که معلوم نبود چه ربطی به ما داشت؟ اینکه ما باید در کل زمینه ها مطالبی رو بدونیم درست!!اما نا اون قدر که هیچی از رشته مون بار مون نباشه!! کاش به جای درس های مثل فلسفه و اقتصاد !! درسای مثل خط بریل و......... میزاشت! کاش!

(اینکه هیچی بارمون نباشه مربوط به خودمه! کسی دلگیر نشه! واسه نوشتن مجبور بودم از جمع استفاده کنم!! با توام!! آره با تو!! بی جنبه!! ناراحت نشی!!)

داشتم میگفتم این دوستمون که اومد از اول هفته تا اخر هفته بردمش سر کلاس-خوشحال بود- اونقدر که روزی که میخاست بره  بهم گفت میخاد در مورد تک تک استادا نظر بده!! ما هم که از خدا خواسته سرا پا گوش شدیم!!

شریف جون شنبه که کلاس نداشتی! ایول عجب برنامه ریزی درستی!! نگاه کن او وقت بگو مدیر گروه مون ضعیفه! شنبه میتونی راحت به کارات برسی!

یه شنبه ما بردی سر کلاس یه خانم! هر چی بهت گفتم بهم بگو این چه کلاسیه!! گفتی نمیدونم!!تدریس علوم تجربیه یا علوم اجتماعی!! گفتی میاد یه چیزای بهم میبافه و به اسم تدریس بهمون تحویل میده! آخرشم یه عقب مونده بهش اضافه میکنه!! استاد غریبی بود! از نمام وجود مایه میزاشت!!تازه اون همه از اسرار خانوادگیش واستون تعریف کرد!! اون قدر گفت که آلان میتونم یه اتو بیوگرفی هم از دخترش و هم از پسرش بگم!!اما اخرشم نگفت مدرک چیه!!!یه سوال دیگم داشتم؟ چطوری شما رو پیدا کرد؟ یعنی اینکه معلم کجا؟دانشجو کجا؟

بیخیال ساعت ۱۰ شد دیدیم کی بازم همون خانومس!!اما این بار عقب مونده درس میده!!

ای بابا!!ساعت بعد هم که باز همونه!!بازم مرحبا بر مدیر گروه!!از لحظه-لحظه این استاد استفاده میکنه!!شما هم مهم نیست که خسته شین مهم اینکه این استاد از اول اون روز تا اخرش هم چو شعم میسوزه!!یه خدا قوت بهش بگو

ساعت بعدی بهت گفتم:نکنه اشتباه اومدیم!!اخه اون کلاس به همه چی میخورد جز زبان!!به ادبیات عاطفی-به عرفان-به خاطرات- من مجریم -اون مصاحبه - همیار پلیسم -حجاب نگات -خیلی احساساتی بود(به هیکلش نمیاومد)

دوشنبه رفتیم سر کلاس مشاوره-بنده خدا ترسیده بود واسه همین خیلی حرف میزد!! روح خدا بیامرز عفت رو سفید کرد

سه شنبه با دل پیرو!!ببخش با دل روز کلاس داشتی!!استاد بدی بود چون بعضی ها بیشتر از استاد میدونستن واسه همین کلاس اون جذابیت رو نداشت!! بچه هاتون خیلی باهوشن!! (نه که ترم قبلش همچنین درسی رو با تقلب پاس کردن واسه این میگم!!

بعد ظهرشم با آقای دی اس ام کلاس داشتیم!!خیلی ناقلا بود!!کتاب داده بود که شما واسش ترجمه کنید؟!!! دمش گرم!!از حداقل امکانات(هم کلاسیها) حد اکثر استفاده رو میبره!!!

(تمام این مطالب رو دوستم نوشته!به من ربطی نداره)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 11:44  توسط ابوالفضل صدیقی | 
۱.از ترم يك، يادمان هست كه هر وقت ميگفتيم؛بهترين استاد رشته مون كيه؛همه(دختران) ميگفتن اين شخص كسي نيست جز دكتر حسين نژاد!!!

۴.۲ترم گذشت تا اينكه اول اين ترم بعضي ها(همان دختران) خوشحال و سرمست از اينكه اين ترم ديگه انتظار به سر رسيد و حسين نژاد شده استاد زبان تخصصي!!

۳.ما پسر ها كه در جلسه اول گيج بوديم؛چون اين فرد براي ما ناشناس بود و هیچ اطلاعی در موردش نداشتیم و همچو پسته ای بود که هنوز برای ما خندان نبود!

جلسه اول نفهميديم چه طور شد يه هو خبر اوردن اين مرد گنده به حالت قهر كلاسو ترك كرده!!

بين خودمون گفتيم به!به! عجب استادي! چه قدر حساس!

اري او حساس بود خيلي هم حساس و به نظر من در جواني زياد به ادبيات علاقه داشته اما چون فرصت پيش نيومده به اجبار كوله بار را بر دوش ميكشد و راهي ولايت غريب امريكا ميشود.ودر انجا هست كه ميفهمد چه قدر عقب مانده هست(از لحاظ علمي)و چه خوب فهميد و خودش را پيدا ميكند.

اره حاجي جون خودتو پيدا كردي !اما بد! با كوبيدن فرهنگ مقدس ايران؛با زير سوال بردن شعر و ادب پارسي ؛با نكوهش اداب ورسوم ما ايرانيان!

تو خودت را هنوز پيدا نكردي چون هنوز معناي تبعيض را نميفهمي!هنوز برايت مشخص نشده كه چرا پسرها زياد حاضر به ديدنت نيستن؟ من ميگويم چون به قدري از لغت زيباي دخترم،دخترم استفاده ميكني كه حالمان ازهر چي........مرد بهم میخوره!

ولش كن! گفتم به ادبيات علاقه داري!اره درست ؛ چون كلاس درس شما به كلاس ادبيات واخلاق شباهت بيشتري دارد تا كلاس زبان!

 اينكه زندگي ما رو با زبان گره بزني و بگويي كه پيشرفت آينده ما مربوط به يادگيري زبان چه قصدي داري؟

اقاي دكتر حسين نژاد! در فهم و علم بالاي شما هيچ شكي نيست! اما بهتره با برخوردي صحيح تر بگذاري شيريني اين درس نيز به كام ما خوش ايد.و بتوانيم همچون ساير دوستان از اين كلاس استاده كنيم.

شايد كه خود گم شده خويش را بيابيم.

واما امروز....

حاجي يادمان نرفت كه چگونه هفته پيش محبوب ترين پسر كلاس چگونه و به چه شكلي دور از شان يك استاد از كلاس شما اخراج شد والتماس هاي ما نيز تاثيري بر راي شما نداشت.!

ايا درست بود كه شما براي نشان دادن جذبه و قدرت خويش اين جوان را بدين گونه قرباني كنيد؟

ما (پسر ها)اين بار بر ان شديم تا مصداق اين جمله باشيم:اگر دين نداريد لااقل ازاد مرد باشيد

اري!ما امروز به نشانه اعتراض به حكمي كه از سوي شما صادر شده و در ان اين دوستمان را محكوم كرده ايد سر كلاس شما حاضر ندشيم تا شايد اينگونه شما حاضر شويد از راي خود برگرديد!

به اميد اين كه از اين شكوايه ناراحت نشويد وسعه صدرتان همچون  مديران اين دولت نباشد!!

و مردي که از خوب سخن مي‌گفت، در حصار ِ بد به زنجير بسته شد
چرا که خوب فريبي بيش نبود، و بد بي‌حجاب به کوچه نمي‌شد.
چرا که اميد تکيه‌گاهي استوار مي‌جُست
و هر حصار ِ اين شهر خشتي پوسيده بود.


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 19:38  توسط ابوالفضل صدیقی | 
   

تقدیم به

 

 من از یک درد بی درمون تو از اعجاز می گوئی

                                  من از کنج قفس اما تو از پرواز می گوئی 

                                  من از یک چهار دیواری محدود و کسالت بار

                                  تو اما ازیک فضای ساده و دلباز می گوئی

                                  من از یک بغض مانده در گلوی خویش می گویم

                                  تو اما از طنین دلکش آواز می گوئی

                                  من از یک موسیقی جانگاه شیون با تو می گویم

                                   تو با من از صدای رو ح بخش ساز می گوئی

                                   من از پایان یک عمر سراسر درد می نالم

                                   تو از زیبایی گلواژه ی آغاز می گوئی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 20:10  توسط باقر حسنوند | 
اختلال عجیب و غریب خواب

خواب، کاری است که ما در هر شبانه‌روز انجام می‌دهیم. اما همین کار معمول ما، پر از اسرار و نکات ناشناخته است. مثل هر ارگان یا عملکرد دیگر بدن، خواب هم می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌ها و اختلالاتی، قرار بگیرد. در اینجا ۱۰ عدد از این اختلالات را فهرست می‌کنم. شاید خودتان یا یکی از اطرافیانتان مبتلا به یکی از این اختلالات باشید!:

۱- اختلال رفتاری در طی مرحله حرکات سریع چشم: یکی از مراحل خواب موسوم به مرحله «حرکات سریع چشم» Rapid eye movement یا خواب REM است. خواب REM، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد کل خواب را شامل می‌شود، به عبارت دیگر هر فرد در طی شبانه‌روز ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه در خواب REM است. با این همه بسته به سن هر شخص طول مدت خواب REM، متغیر است، برای مثال شیرخواران، ۸۰ درصد طول خوابشان را در مرحله REM سپری می‌کنند. در طی خواب REM فعالیت سلول‌های مغزی یا «نورون‌ها» مشابه بیداری است.

16358.jpg

در اختلال رفتاری مرحله حرکات سریع چشم، عضلات بدن از حالت بی‌حرکتی و فقدان تونی که باید به صورت طبیعی داشته باشند در می‌آیند، بنابراین فرد به موازات دیدن رؤیاها شبانه در بستر حرکت می‌کند و ممکن است به خودش یا اطرافیان صدمه بزند. این اختلال قابل درمان است و غالبا به داروهای ضدتشنجی مثل کلونازپام پاسخ درمانی می‌دهد.

۲- هراس شبانه یا Night Terrors: هراس شبانه عبارت است از هراس شدید و ناتوانی موقت در به دست آوردن هوشیاری. در این اختلال فرد به صورت ناگهانی از مرحله خواب امواج آهسته، بیدار می‌شود، این بیدار شدن معمولا همراه نفس نفس زدن، ناله و فریاد زدن است. معمولا وقتی فردی دچار این حالت می‌شود، بیدار کردنش غیرممکن است و غالیا شخص بدون اینکه بیدار شود، مجددا به خواب می‌رود. به علاوه «هراس‌های شبانه» به ندرت توسط شخص به یاد آورده می‌شوند.

nightmare-tm.jpg

توجه داشته باشید که «هراس‌های شبانه» با کابوس‌ تفاوت دارند. اولین تفاوت این دو این است که شخص دچار هراس شبانه کاملا بیدار نمی‌شود و تلاش برای بیدار کردنش هم به جایی نمی‌رسد. به علاوه هراس شبانه می‌تواند برای بیمار، خطرناک هم باشد، چرا که ممکن در طی آن به خود یا اطرافیانش صدمه بزند.

۳- دندان قروچه یا Bruxism: دندان قروچه یک اختلال شایع خواب است، تقریبا ۴۰ میلیون آمریکایی این اختلال را دارند. در طی دندان قروچه شخص دندان‌هایش روی هم می‌فشارد. این اختلال می‌تواند موجب آسیب شدید به دندان‌ها شود و بنابراین باید درمان شود. علاوه بر این دندان قروچه می‌تواند موجب سردرد و التهاب مفصل گیجگاهی-فک فوقانی شود. بیشتر کسانی که دندان قروچه دارند، از بیماری خود آگاه نیستند و در ۵ تا ۱۰ درصد موارد، تنها با علایمی مثل سردرد و درد آرواره به پزشک مراجعه می‌کنند. معمولا پزشکان برای این بیماران «محافظ‌های دهانی» تجویز می‌کنند، در موارد شدید بیماری، حتی از تزریق بوتوکس در عضلات فک استفاده می‌شود.

bruxism-tm.jpg

۴- سندرم پاهای بی‌قرار: سندرم پاهای بی‌قرار در یک فرد بیدار هم می‌تواند، رخ دهد، اما در شکل شدید، می‌تواند در طی خواب یا زمانی بی‌حرکتی بیمار هم، واقع شود. در سندرم پاهای بی‌قرار، فرد مبتلا تمایل غیر قابل مقاومتی به حرکت دادن بدنش برای گریز از حس ناراحتی بدن دارد. در این سندرم غالبا پاها درگیر هستند، ولی دست‌ها و قسمت بالاتنه بدن هم می‌توانند درگیر شوند. در این اختلال وقتی شخص بدنش را حرکت می‌دهد، به طور موقت احساس ناراحتی‌اش، تعدیل می‌شود و تسکین موقت می‌یابد. پزشکان معمولا برای مبتلایان داروهای ضد تشنج یا شبه‌مخدرهایی مثل متادون و یا داروهای خانواده بنزودیازپین تجویز می‌کنند. البته بر سر درمان دارویی یک فرد مبتلا به این سندرم، تا حدی اختلاف نظر وجود دارد.

sidesleep-main-full-tm.jpg

۵- سندرم نبود بیداری- خواب ۲۴ ساعته: در این اختلال عجیب و نادر، بدن قادر به چرخه طبیعی خواب ۲۴ ساعته نیست. بنابراین فرد مبتلا مثل یک فرد عادی، یک چرخه خواب طبیعی شبانه‌روزی ندارد و چرخه خواب و بیداری بیمار، در هر ۲۴ ساعت تغییر می‌کند. این اختلال بیشتر در افراد نابینا رخ می‌دهد.

cantsleep-tm.jpg

۶- قطع تنفس در طی خواب Sleep Apnea: در طی این اختلال، تنفس شخص مبتلا در طی خواب دچار وقفه می‌شود، در طی هر وقفه یک یا دو تنفس، انجام نمی‌شود، چنین وقفه‌هایی می‌توانند به صورت مکرر در طی خواب شخص مبتلا رخ دهند. این اختلال وقتی از لحاظ پزشکی اهمیت پیدا می‌کند که تعداد این وقفه‌های تنفسی به ۵ بار در ساعت برسد. اشخاصی که دچار وقفه تنفسی در طی خواب می‌شوند، از بیماری خود آگاه نیستند، حتی اگر به خاطر همین وقفه‌ها مرتب از خواب بیدار شده باشند. بیشتر اطرافیان بیمار هستند که متوجه این اختلال می‌شوند. ممکن است سال‌ها حتی یا دهه‌ها، شخصی به این اختلال مبتلا باشد و متوجه نشود. مبتلایان به این اختلال غالبا در طی روز خواب‌آلوده و خسته هستند و مراحل خواب طبیعی‌شان به هم می‌خورد. معمول‌ترین درمان وقفه تنفسی در طی خواب استفاده از وسیله‌ای به نام PAP است که مجاری تنفسی را با به جریان انداختن هوای با فشار مثبت باز نگاه می‌دارد. از درمان دارویی و جراحی هم برای درمان این اختلال استفاده می‌شود.

ventilat-tm.jpg

۷- سندرک کلاین - لوین: در این سندرم، شخص مبتلا احتیاج به خواب زیاد دارد که گاهی به ۲۰ ساعت در شبانه‌روز می‌رسد. معمولا شخص مبتلا تمایل زیادی به غذا خوردن ( پرخوری جبری) و تمایل جنسی زیاد دارد. بعضی از محققان عقیده دارند که این بیماری زمینه ارثی دارد و بعضی دیگر اعتقاد دارند که این اختلال یک بیماری خودایمنی است. این اختلال درمان قطعی ندارد، اما غالبا داروهای محرکی مثل آمفتامین و متیل فنیدیت و همچنین ایمیپرامین و مودافینیل برای این دسته از بیماران تجویز می‌شود. به خاطر شباهتی که بین این بیماری و بعضی از اختلالات خلقی وجود دارد از لیتیوم و کاربامازپین هم در درمان بیماری استفاده می‌شود. اما غالبا پاسخ به درمان، محدود است.

ripvanwinkle72-tm.jpg

۸- حرف زدن در هنگام خواب: شخص مبتلا ممکن است تنها صداهای ساده در هنگام خواب ادا کند، اما ممکن است به صورت طولانی هم حرف بزند. ممکن است کسانی که صدای فرد مبتلا را می‌شنوند، بفهمند که او چه می‌گوید و ممکن است قادر به فهم حرف‌های او نباشند. حرف زدن هنگام خواب می‌تواند در مرحله خواب REM رخ دهد، در این حالت شخص حرف‌هایی را که در طی رؤیاهایش می‌زند، بر زبان می‌آورد، حرف در هنگام خواب می‌تواند در خواب غیر REM هم واقع شود. درمانی برای این اختلال وجود ندارد.

۹- حمله خواب: حمله خواب یا Narcolepsy، اختلالی است که در آن شخص مبتلا در زمان‌هایی به صورت تصادفی، به خواب می‌رود. فرد مبتلا غالبا در طی این خواب‌های به خواب REM‌ می‌رود و کمتر وارد مرحله خواب غیر REM‌ می‌شود. شخص مبتلا به کرات دچار خواب‌آلودگی شدید می‌شود و نمی‌تواند مدت زیادی خود را بیدار نگه دارد. علامت دیگر این بیماران کاتاپلکسی Cataplexy است. در طی کاتاپلکسی عضلات یک قسمت یا همه بدن سست می‌شود به این صورت که فقط عضلات صورت و آرواره‌ها و گردن درگیر شود و یا همه عضلات بدن درگیر شود. در طی حمله کاتاپلکسی توانایی گفتاری و بینایی شخص مختل می‌شود، اما شنوایی و هشیاریش باقی می‌مانند. علت این اختلال به درستی شناخته نشده است. درمان شامل داروهای ضدافسردگی، محرک‌ها و یا هیپنوتیزم است.

sleepymang1405-468x308-tm.jpg

۱۰ - فعالیت جنسی در حین خواب: این اختلال شکلی از «خواب‌گردی» محسوب می‌شود و در طی آن شخص مبتلا در هنگام خواب درگیر فعالیت جنسی با پارتنر خود می‌شود. به خاطر هراس از قضاوت دیگران و ناآگاهی از اینکه این حالت، یک مشکل پزشکی است، افراد مبتلا تا مدت‌ها برای درمان اختلال خود، اقدامی نمی‌کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 19:49  توسط باقر حسنوند | 

کودکان استثنایی

مقدمه :

لغت استثنايي اصولاً يك اصطلاح آموزشي است . مربيان آموزش و پرورش و مشاوران راهنمايي در زمره ي اولين كساني هستند كه به محدوديتهاي يادگيري ، عاطفي شخصيتي ، اجتمايي، و مشكلات اين افراد پي مي برند و بايد نسبت به رفع آنها با روشهاي موجود و همچنين پيشگيري از مشكلات آني اقدام نمايند .

 

 

))  جايگاه  آموزش وپرورش استثنايي))

 

 

درسال 1369 قانون تشكيل سازمان آموزش وپرورش استثنايي كشور به تصويب  مجلس شوراي اسلامي رسيد.نظر به اينكه مبارزه با مستكبرين وحمايت از مستضعفين  از شعارهاي اصلي انقلاب  اسلامي بوده و حكومت اسلامي نيز درجهت رفع استضعاف  پايه گذاري  شده است كودكان  استثنايي كه از مصاديق بارز مستعضفين وبه تعبيري از گروه محرومان مضاعف  جامعه بودند؛ موردتوجه وعنايت  مسئولان وبرنامه ريزان قرار گرفتند وازهمان اوان انقلاب دراولويت نظام اسلامي قرار داده شدند. درمنشورجهاني حقوق كودك هم آمده است همه بدون تبعيض دررنگ ؛نژاد؛ زبان؛ تبار اقتصادي؛ طبقه اجتماعي ؛ علي رغم  آن كه از هوش سرشاري  برخوردار باشند ويا عادي ؛ عقب مانده ذهني ؛ نابينا ؛ ناشنوا يا داراي هرگونه نقص ويا ضعف جسمي واجتماعي  باشند؛ حق دارند به طور يكسان ازامكانات يادگيري ؛ آموزشي ؛ پرورشي با حداكثر توانايي و استعدادهاي خودبهره مند شوند. ايجاد زمينه و فراهم آوردن امكانات وتسهيلات  درجهت آموزش ؛ رفاه وتوانبخشي آنان نه به عنوان ترحم ودلسوزي  بلكه به عنوان يك وظيفه براي دولت هاي عضو از حقوق مسلم اينگونه كودكان تلقي مي شود.

اهداف آموزش وپرورش استثنايي كشور نيز براين اصل استوار است كه هركودك استثنايي با توجه به تفاوتهاي فردي حق دارد از آموزش متناسب با استعدادهاي خويش برخوردار گردد.

 

))  تعريف آموزشگاه استثنايي ))

دراين آموزشگاه دانش آموزان يك یا چند گروه استثنايي دريك دوره تحصيلي ، آموزش  مي بينند.

((كودكان استثنايي))

عنوان كودكان استثنايي در مكاتب امريكا و انگليس فرق مي كند در امريكا به تمام كودكاني كه به نحوي با كودكان طبيعي و همسن خود از نظر فكري ، جسمي ، عاطفي ، عقلاني ، رفتاري ، .... فرق داشته باشند استثنايي گفته مي شود مسلماً با قبول اين تعريف يك كودك نابغه ، نابينا ناشنوا عقب مانده ذهني و نظاير آن همه استثنايي هستند .

 درانگلستان لغت استثنايي را محدود به تيز هوشي مي كنند و ساير كودكان را كه به عللي تحت حمايت و آموزش خاص هستند كودكان ويژه ميگويند .

 

(( دانش آموز استثنايي ))

 مطابق بند1 فصل اول آيين نامه اجرايي آموزش وپرورش استثنايي ؛ دانش آموز استثنايي به فردي اطلاق مي شود كه از نظر ذهني (هوشي) ؛ جسمي(جسمي وحركتي) ؛ عاطفي ويا اجتماعي تفاوت قابل ملاحظه اي با افراد همسن خود داشته باشند واين تفاوت به حدي باشد كه برخورداري آنان از آموزش وپرورش مستلزم تغييرات دربرنامه ها ؛ روش ها؛ مواد آموزشي  ؛ فضاي آموزشي عادي و ارائه خدمت آموزشي وتوانبخشي ويژه آنان باشد.

 

(( طبقه بندي كودكان و نوجوانان استثنايي  ))

كلي ترين طبقه بندي ، كه مورد قبول اكثريت متخصصان مي باشد عبارت است از تقسيم اين افراد به سه دسته بزرگ :

  الف:   كودكان و نوجوانان كه به علت اختلافات هوشي و فعاليتهاي ذهني از كودكان عادي متمايزند . در اين دسته كودكان و نوجوانان عقب مانده ذهني و افراد تيز هوش قرار دارند .

 
ب : كودكان و نوجواناني كه به علت اختلالات و ضايعات مغزي يا اختلالات عملي مبتلا به اختلالات رفتاري هستند . در اين دسته كودكان و نوجوانان ناسازگار يا دشوار قرار دارند.

   ج: كودكان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقايص حسي و حركتي و اختلالات عملي رشد ، در اين دسته نابينايان و همچنين مبتلايان به اختلالات تكلمي ، اختلالات كنترل استنكترها و ناتوانيهاي حركتي قرار دارند .

(( عقب ماندگي ذهني))

عقب ماندگي ذهني يا به اصطلاح ديگر نارسايي رشد قواي ذهني موضوع تازه و جديدي نيست بلكه در هر دوره و زمان افرادي در اجتماع وجود داشته اند كه از نظر فعاليتهاي ذهني در حد طبيعي نبوده اند .

گروهي از مردم استنباط نادرستي از عقب ماندگي ذهني داشته و تصور مينمايند كه عقب ماندگي ذهني همانند يك مرض بوده و ميتوان از شخصي به شخص ديگر سرايت نموده ويا مانند سل و آبله و سرخجه قابل انتقال در ميان كودكان مي باشد .  

اجتماع براي مصلحت ، يا سالم سازي ، بعضي از اين افراد را تحمل مي كرد عده اي را محبوس مي ساخت و دسته اي را به مرگ محكوم مي نمود. پنيل كه به حق بايد او را بنيانگذار روانپزشكي جديد ناميد اولين كسي بود كه به دلجويي بيماران پرداخت و براي آنان برنامه هاي تفريح و گردش در نظر گرفت . او بيماران رواني را به 4 دسته تقسيم كرد .

۱- ملانكولي يا ماليخوليا .

۲- ماني يا جنون شور و شوق .

۳- جنون .

۴- عقب ماندگي ذهنی .


بعد از پنيل ، يك پزشك فرانسوي بنام ايتارد به تربيت كودكي وحشي پرداخت كه در جنگلهاي«‌ آويرون » فرانسه پيدا شد .كودك عقب ماندگي بسيار عميقي داشت.. ايتارد تربيت كودك را بعهده گرفت و كوششهاي بسيطي در اين زمينه مبذول داشت تا موفق به پيدايش راه جديدي در نحوه آموزش و پرورش افراد عادي عقب مانده و حتي معلولين گرديد .

همكار ايتارد بنام سگن بدنيال زحمات وي و به منظور شكوفا كردن اين كودكان مؤسسه اي براي عقب ماندگان ذهني ايجاد كرد و روش حواس حركتي را در آموزش كر و لالها به كار برد.

 اين پيشرفتها همچنان ادامه يافت تا اوائل قرن بيستم كه توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور كار قرار گرفت و در امريكا به توصيه بخش اصلاح نژاد كميته پژوهشي انجمن زاد و ولد امريكا ، نازا كردن عقب مانده ها به صورت قانون در آمد و بالاخره در قرن بيستم بود كه دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگيهايي كه به دليل اختلالات متابوليكي ، نقصهاي كروموزومي ، بيماريهاي مادر در دوران بارداري و … ايجاد مي شد را كشف كردند و راه را براي پژوهش و درمان اين افراد هموار ساختند .

پيشرفت روز افزون علوم پزشكي ، جراحي اعصاب و مغز و علوم ژنتيك علاوه بر كشف تدريجي علل عقب ماندگيها تا اندازه اي باعث تخفيف و گاهي بهبودي نسبي و حتي پيشگيري از ابتلا به اين ناراحتيهاي وخيم شده است .

شرايط بهداشتي ، تغذيه كودكان ، پيدايش آنتي بيوتيكها و ساير داروها در درمان بيماريهاي خاص كه شايعترين علل عقب ماندگيهاست از مرگ و مير اين افراد به ميزان قابل توجهي كاسته است .

(عقب ماندگي ذهني يك وضعيت و حالت خاص ذهني است كه در اثرايجاد مشكل در شرايت مختلف قبل از تولد و هنگام تولد ويا پس از تولد كودك پديد ميآيد .)

 

((علل عقب ماندگي ذهني :  ))
عوامل متعددي وجود دارد كه باعث بروز عقب ماندگي مي شود .براي سهولت بيشتر ،علل عقب ماندگي ذهني را مي توان به سه مرحله در رابطه با تولد كودك تقسيم نمود .

الف :علل قبل از تولد :كه شامل عوامل ژنتيكي و مادر زادي ميباشد .

ب : عوارض هنگام تولد : كه شامل عارضه هاي زمان تولد مي باشد .

ج : علل بعد از تولد : كه شامل بيماريهاي مختلف ، تصادفات و ضايعات گوناگون عصبي و مغزي و عوامل محيطي و فرهنگي مي باشد.

 

((بعضي از عوامل موثر در عقب ماندگي ذهني قبل از تولد ))
.اختلالات زيادي كه علل اصلي آنها شناخته شده نيست ولي با عقب ماندگي همراهند ،عده اي از عفونتها ، مسموميتها ، عوامل مكانيكي مانند ضربه ، عوامل كروموزومي ناشناخته ، اشعه ايكس و...

.2. عقب ماندگي به علت اتفاقات دوران بارداري ، شكي نيست كه رشد جنين از بدو تشكيل تحت تاثير شرايط بدني و رواني مادر قرار مي گيرد . بايد گفته دكتر آرنولد گزل را پذيرت كه مي گويد:

« اهميت حوادث دوران نسبتاً كوتاه بارداري از حوادث دوران زندگي كمتر نيست: »    

دكتر گزل به آثار عوامل ارث در رشد و تكامل هوش و شخصيت زياد تأكيد مي كند و عقيده دارد كه كودكان همانطوري هستند كه بدنيا آمده اند . هر كودك با ديگر كودكان فرق دارد و لو اينكه در محيط يكنواخت زندگي كرده باشد وي بهيچ وجه اثر عوامل محيطي را انكار نمي كند .

در مرحله زندگي داخل رحمي بعلت رشد فوق العاده جنين ، سه چهار ماهه اول دوران بارداري اهميت بسزايي دارد . و اكثراً اختلالات بدني و نقايص عضوي در همين دوران از زندگي جنين بوجود آمده و به رشد خود ادامه مي دهند .

عواملي كه در دوران بارداري بر روي جنين اثر دارند عبارتند از :

.1: بيماريهاي مادر… سفليس ، بيماري سرخجه ، توكسوپلاسنموريس و

.2 : سن مادر و حالات رواني او :

تحقيقات نشان مي دهد كه در كروموزوم خانمها از سي سالگي به بعد تغييراتي پيدا مي شود كه ممكن است باعث زائيدن كودكان عقب مانده ذهني بشود . بهترين سن ازدواج و زايمان طبق تحقيقات انجام شده بين 20 تا 28 سالگي گزارش شده . قبل از اين دوران بعلت عدم رشد كافي اعضاي تناسلي احتمال زايمانهاي مشكل، زياد است و بعد از اين سن نيز مخاطرات آوردن كودك عقب مانده بيشتر مي شود .

ضمناً اثر ناراحتيهاي رواني مادر غير قابل انكار است . چون اكثر بيماريهاي رواني باعث بي اشتهايي . اختلالات خواب و تغييرات بيوشيمي و هورموني مي شود مسلماً اين تغييرات در جنين در حال رشد بي تأثير نخواهد بود .

3 : اثر اشعه ايكس :

تأثير اشعه ايكس در جنين قطعي است واكثراً باعث اختلالاتي از قبيل عدم رشد جنين ،كمبود وزن ، عدم رشد مغز ، ميكروسفالي ،‌هيدرو سفالي ، نارسائيهاي هوشي و بالاخره نقايص بدني مي شود . اگر اشعه ايكس به مدت طولاني و درمانهاي اوليه بارداري به بدن و مخصوصاً به شكم و ناحيه لگن مادر تابيده شود خطر آن به مراتب بيشتر است. اثر اشعه ايكس در اواخر دوران بارداري يا نزديك زايمان با روشهاي صحيح آن به مدت خيلي كوتاه يك يا دوبار خالي از خطر گزارش شده است .

4 : اعتيادات  الكل :

اعتياد والدين بخصوص مادر به مشروبات الكلي موجب مسموميت و بدين وسيله باعث نقص عقلي ضعف عمومي و ناهنجاريهاي حسي و حركتي مي شود . مطالعات نشان داده كه مستي در زمان لقاح بعلت آلوده بودن اسپرم يا اوول ممكن است باعث ناهنجاري جسماني و عقلاني شود . امروزه به الكليسم مادر اهميت بيشتري مي دهند ، زيرا الكل خون مادر ، در بدن جنين جريان يافته و باعث اختلالات بيوشيميايي مي شود .

5 : دخانيات:

تحقيقات نشان داده است كه نيكوتين ماده اي سمي كه بر روي ارگانيزم مادر و در نتيجه جنين اثر نامطلوب دارد . حركات قلب جنين پس از كشيدن سيگار توسط مادر بعلت كم شدن اكسيژن خون جنين شدت يافته و باعث فشار روي قلب مي شود . اگر كشيدن سيگار مرتباً‌ تكرار شود باعث بزرگي قلب جنين و اختلال در اعصاب تنظيم كننده جريان قلب مي شود . اين نكته مسلم است كه غالباً‌ خانمهاي سيگاري تقريباً‌ هميشه بچه هاي خود را زودتر از موعد بدنيا مي آورند و عقب ماندگي در كودكاني كه زودتر از موعد به دنيا مي آيند بيشتر است و هر چه كودك نارس تر باشد نارسايي هوشي شديدتر خواهد شد . استفاده از دخانيات در دوران بارداري باعث كم شدن وزن نوزاد و حتي سقط جنين مي شود . حتي مادراني كه بعد از تولد كودكشان سيگار مي كشند استنشاق دود سيگار استعداد ابتلا به سينه پهلود ، برونشيت و آسم را در كودكانشان بيشتر مي كند .

6 : داروهاي شيميايي :

مصرف هر داروي بيجا بخصوص در زمان بارداري و مخصوصاً در سه چهار ماهه اول خالي از خطر نيست بخصوص اگر اين داروها در مدت زمان طولاني و به مقدار زياد مصرف شود . داروهاي خواب آور و مسكن به مقدار زياد بعلت ايجاد وقفه تنفسي واختلال در جريان خون جنين و اختلالات عضوي شديد ايجاد مي كنند و اكثراً كودكان ناقص الخلقه به دنيا مي آيند . استعمال داروهاي آرام بخش و ضد افسردگي و ضد صرع به مقدار زياد و طولاني مدت خطرناك گزارش شده كه البته همانقدر كه به اين خطرات اشاره شده به قطع ناگهاني و يا بدون مشورت پزشك اينگونه داروها به علت بوجود آمدن عوارض بعد نيز تأكيد بسيار شده است . در كل مصرف دارو و يا عدم مصرف آن در زمان حاملگي حتماً با نظر پزشك متخصص بايد صورت گيرد.

6 : عامل ار هاش :Rh

به غير از گروههاي خوني A . B . AB و O گروههاي خوني ديگري وجود دارند . يكي از گروههاي خوني وجود عامل ارهاش يا عدم آن است . از ساليان دراز متوجه شده بودند كه گاهي اوقات نوزاد بعضي از مادران در زايمانهاي دوم و سوم دچار ناراحتي يرقان شده و بعلت هموليز گلبولهاي قرمز خون و كم خوني شديد فوت مي كنند .

انتقال عامل ارهاش يا عدم انتقال آن يك مسئله ارثي است و تجربه ثابت كرده است كه اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفي داشته باشد در بارداري اول تعدادي از عامل ارهاش جنين كه از پدرش گرفته داخل خون مادر مي شود و در خون مادر ماده ضد ارهاش را بعنوان آنتي كور مي سازد و همين آنتي كور كه در زايمانهاي بعدي باعث خراب شدن خون جنين شده و بيماريهاي بوجود مي آورد . معمولاً كودك مبتلا پس از بدنيا آمدن ضعيف است و اكثراً قبل از موعد به دنيا مي آيد . جفت بزرگتر و جثه نوزاد كوچكتر از طبيعي و اكثراً پف آلو و زرد رنگ است كه بايد بلافاصله خونش تعويض و خون همگروه ارهاش منفي تزريق شود .

((عوامل مربوط هنگام تولد ))

بسياري از اختلالات حسي و حركتي و هوشي كودكان حاصل شرايت نامطلوب زايمان و يا بر اثر اشتباهات پزشكي به هنگام تولد مي باشد .

اگر چه امروزه اكثر زايمانها طبيعي ويا بدون ضايعات و صدمات صورت مي گيرد اما تعدادي از زايمانها به صورت خطرناك انجام شده ودر مواردي ضايعات و صدمات شديدي به همراه دارد .

ضايعات مغزي از متداولترين ضايعات زمان زايمان است و مهم ترين علل عقب ماندگي ذهني محسوب مي شود . بيهوشي طولاني ،خونريزي شديد داخلي ، ، دشواري استنشاق ،استفاده از وسايل جراحي ، مشكلات تنفسي نوزاد ،تولد زود رس و مشكلات ديگر باعث مختل ساختن سيستم مركز عصبي ، عقب ماندگي ذهني ويا نقيصه ها و ضايعات ديگر   مي گردد .

بديهي است زايمانهاي مشكل و بكار بردن وسايل مكانيكي در زايمانها تاثيرات نامطلوبي بر مغز جنين خواهد داشت . طرز قرار گرفتن جنين ، پيچش بند ناف به دور گردن ، اختلالات و نارسايي جفت در رساندن خون ممكن است باعث كم خوني مغز و خرابي سلولهاي آن شود.


در زايمانهاي قبل از موعد نارسايي رشد هوشي بيشتر ديده مي شود زيرا هنوز سلسله اعصاب مركزي كودك رشد كافي ندارد و كودك بدليل حساس بودن امكان ابتلا به بيماريهاي عفوني را دارد .

از بيماريهاي مهم كه احتمالاً بر اثرضربه هاي زايماني اتفاق ميافتد فلج مغزي است اين بيماران اكثراً مبتلا به حملات صرع هستند واختلال تكلمي ، يادگيري، بينايي و حتي حركات غيرارادي و تكراري بدون هدف در اين كودكان شايع است  .


((عواملي كه بعد از تولد اهميت بيشتري دارند ))

عوامل فراواني موجب نارسايي و عقب ماندگي ذهني كودك بعداز تولد ميگردد ، ابتلا كودك به بعضي از بيماريها خصوصاً‌ در ماههاي اول زندگي در رشد هوشي يا عقب ماندگي اهميت فراواني دارد . خوشبختانه اكثر بيماريهاي عفوني رايج را با استفاده از واكسيناسيون مي توان پيشگيري كرد .

از جمله عوامل مهم بعداز تولد كه در بروز عقب ماندگي ذهني موثرند به شرح زير  مي باشد :

انواع مننژيت :

 اين بيماريها به خصوص در هفته ها و ماههاي اول تولد اثري نامطلوب بر روي كودك دارند و اگر با تب شديد همراه باشد و منجربه حالت اغماء شود احتمال تاثير بر رشد هوشي كودك و در نتيجه عقب ماندگي ذهني نيز بيشتر ميشود . مننژيت از جمله بيماريهايي است كه اگر در دوران خرد سالي به زودي و به موقع تشخيص داده نشده ودرمان نگردد موجب اختلالات مغز و سلسله اعصاب و بروز عقب ماندگي ذهني    مي گردد .

مسموميت ها :

 در برخي از موارد مسموميت هاي غذايي و دارويي در كودك و به ويژه در دوران شير خوارگي و خرد سالي باعث ضايعاتي در سيستم عصبي و مغزي و بالنتيجه عقب ماندگي ذهني مي گردد .

ضربه هاي وارده بر مغز كودك :

 در بعضي از موارد به علت اختلالات غدد داخلي به ويژه غده هاي هيپوفيز و تيروييد نارسايي هايي در سوخت و ساز بدن كودك فراهم مي شود كه از جمله مانع رشد طبيعي دستگاه مغز و اعصاب كودك ميگردد و اين نقص در غدد و متابوليسم بدن توليد ناهنجاري مينمايد كه موجب اختلالات گوناگون در فعاليت ذهني و حسي و حركتي مي شود .

كمبود غذا و سوء تغذيه :

 كمبود مواد غذايي موجب كمبود رشد جسماني و رواني و در نتيجه ناتواني جسمي و عصبي مي شود كه ممكن است نارسايي رشد هوشي توليد نمايد . سوء تغذيه در دراز مدت اثرات قطعي بر روي بهره هوشي كودك به همراه خواهد داشت .

خستگي هاي جسمي و رواني:

 در بسياري از موارد فرسودگي هاي شديد موجب ضعف و مسموميت تدريجي بدن شده و به دسگاه مغز و اعصاب كودك اثري نامطلوب مي گذارد و كودك را از رشد طبيعي تن و روان باز مي دارد .

خستگي هاي ذهني و رواني كه به علت تعارض و كشمكش هاي شديدطولاني و عاطفي و اضطراب و هيجانات منفي عارض ميگردد موجب فرسودگي و اختلالات و كندي ذهن ميگردد.

عقب ماندگي بعلت عوامل محيطي ، اجتماعي و فرهنگي :

شكي نيست كه عوامل محيطي در ايجاد نارسايي رشد هوش سهمي بسزا دارد. منتها اهميتي كه براي اين عوامل قائل هستند يكسان نيست .عدم امكان ارائه تسهيلات و برنامه هاي آموزشي و پرورشي كه معمولاً بر اثر فقر فرهنگي و محيطي و اقتصادي و اجتماعي ميباشد از جمله عواملي است كه در عقب ماندگي ذهني كودك موثر است . در اين حالت عقب ماندگي كودك را عقب ماندگي فرهنگي خواهيم خواند



(( عوامل قطعي مؤثر در رشد هوش)):   

1- فقر انگیزه های محیطی

بديهي است براي آنكه قواي ذهني كودك به نحو احسن رشد كند احتياج به محركات طبيعي دارد و هر قدر شرايط محيطي از نظر ايجاد محرك نامناسب تر باشد قواي ذهني كودك رشد كمتري خواهد داشت . تقريباً همه بررسيها نشان داده اند كه رشد قواي ذهني با شرايط محيطي ارتباط مستقيم دارد ، يعني كودكان محيطهاي نامساعد با كودكان همسال خود در محيطهاي مساعد از لحاظ هوشي در درجات پايين تري قرار دارند .

2- كمبودهاي عاطفي .

كودكاني كه از نظر پيوندهاي عاطفي با مادر يا اطرافيان دچار فقر شديد بوده اند اكثراً‌ به اختلالات شخصيتي ، ناسازگاريهاي اجتماعي و نارسائيهاي هوش مبتلا شده اند . اين اختلالات در خانواده هايي كه به عللي از هم پاشيده شده اند يا احياناً روابط عاطفي والدين با كودك نامساعد بوده است زياد ديده مي شود . آثار سوء اختلافات خانوادگي گاهي يا اكثراً بيشتر از خانواده هاي از هم گسسته است زيرا نزاع و مشاجره يا عدم توافق والدين احساس حقارت و حس ناايمني شديدي در كودك توليد مي كند .

3- مسائل بهداشتي و پزشكي .

همانطور كه بيماريهاي مختلف ، حوادث و تصادفات در خانواده هاي بي بضاعت فراوان است عقب ماندگيهاي ذهني نيز بعلت محدوديتهاي بهداشتي و پزشكي در اين خانواده ها زياد به چشم مي خورد . از نظر آماري رابطه فقر و عقب ماندگي و همچنين عقب ماندگي و نواحي پر جمعيت ثابت شده است.

(( طبقه بندي عقب ماندگان ذهني))

علماي تعليم و تربيت با ديدگاه آموزش و پرورشي افراد عقب مانده ذهني را معمولاٌ به چهار گروه تفكيك مينمايند .

الف: گروه ديرآموز.

ب: گروه افراد عقب مانده ذهني آموزش پذير.

ج: گروه افراد عقب مانده تربيت پذير .

د: گروه عقب مانده پناگاهي و كاملاٌمتكي ويا به عبارت ديگر حمايت پذير .

 ((گروه كودكان و دانش آموزان دير آموز :))

اين گروه افراد به علت كمي رشد ذهني قادر به فراگيري مطالب و حل مسائل همانند افراد عادي و همسن و سال خود نيستند . دير آموزان در واقع در ميان گروههاي عقب مانده ذهني از بالا ترين درجه رشد ذهني برخوردار بوده و بزرگترين گروه از گروههاي عقب مانده ذهني را تشكيل ميدهند .

بهره هوشي آنها حدوداً 80 تا 90 درصد ميباشد . درصد قابل توجهي از جمعيت دانش آموزان مدرسه را كه معمولاً نمي توانند همراه و همگام ساير همكلاسان هم سال خود در تحصيل و يادگيري مطالب باشند از اين گروهند . اين گروه از دانش آموزان از نظر تحصيلي ضعيف اما معمولاً از نظر جسماني ،حسي و حركتي، عاطفي ، اجتماعي و ..... با ديگر همكلاسان خود در مدارس عادي تفاوت چندان ندارند .

ويژگي بارز عقب ماندگان ذهني بويژه افراد دير آموز،  آن است كه دير ميآموزند و زود فراموش مينمايند .لذا تا كيد بر تكرار و استمرار آموزشي ضرورتي بر همين اساس است و حصول موفقيت فقط در سايه صبر و شكيبايي و استمرار در برنامه آموزشي و پايداري در آن است .

((گروه دانش آموزان عقب مانده ذهني آموزش پذير))

دومين گروه از افراد عقب مانده ذهني از نظر كثرت تعداد ، گروه عقب ماندگان ذهني آموزش پذير هستند و حدود 2 درصد از كل كودكان سنين مدرسه را تشكيل ميدهند .

بهره هوشي آنان حدود 70-50 درصد ميباشد . به دليل آنكه شناسايي و تشخيص دقيق كودكان عقبمانده ذهني آموزش پذير در سنين پايين به ويژه قبل از دبستان و دورههاي اول دبستان بسيار مشكل ميباشد تعداد قابل توجهي از آنان در مدارس معمولي ثبت نام مينمايند البته به تدريج همزمان با پيچيدگي نسبي محتواي دروس به ويژه در عواخر كلاس اول و از كلاس دوم به بعد عقب ماندگان ذهني اين قبيل از دانش آموزان بيشتر آشكار گشته وشناسايي و تشخيص آنان آسانتر مي شود .

دانش آموزان عقب مانده ذهني آموزش پذير نمي توانند بهره لازم و كافي را از برنامه هاي آموزشي كلاسهاي معمولي ببرند . اين كودكان در هر حال آموزش پذير بوده و قادر به فراگيري حداقلي از اطلاعات عمومي و درسهاي رسمي كلاس از قبيل خواندن و نوشتن و حساب كردن و مهارتهاي مناسب شغلي بوده و ميتوانند در اداره زندگي خود از تحصيل خويش بهره مند شوند . بيشتر عقب ماندگان ذهني آموزش پذير در غالب زمينه هاي رشد عادي ويا در مرز عادي ميباشند . تفاوت اصلي آنها با ديگران در رشد ذهني مي باشد . خيلي به ندرت آن دسته از عقب ماندگان ذهني كه همراه با علائم جسماني و كلينيكي هيدرو سفال در ميان افراد عقب مانده آموزش پذير ميشوند . معمولاًً آن قبيل از افراد عقب مانده ذهني كه با علائم بدني و كلينيكي شناخته مي شوند مانند هيدرو سفال (بزرگ جمجمه ها)ميكروسفال(كوچك جمجمه ها)وياماكروسفال(بزرگ جمجمه ها كه به علت رشد غيرمتعادل سلولهاي مغزي مي باشد)دچارعقب ماندگي شديدذهني هستندوغالبا درميان عقب ماندگان تربيت پذير وكاملا پناه گاهي قرارمي گيرند.تشخيص افراد عقب مانده آموزش پذير براساس آزمايشهاي عمومي  ورشدبدني به دليل آنكه غالبا مشابهت فراوان با افراد عادي دارند تقريباً غيرممكن  مي نمايدوامابه طور كلي مي توان گفت آنهامعمولاً جثه كوچكتري داشته وازضايعات بدني بيشتري برخوردارند درراه رفتن وبويژه صحبت كردن به طوركلي دچاركندي محسو سي هستند.البته اين نيزبه دليل همان عقب ماندگي رشد ذهني است يا نقص بدني.

قطعاً تكيه بر صرف اين شرايط يعني كندي در راه رفتن ويا صحبت كردن جهت تشخيص عقب ماندگي ذهني هرگز كافي نخواهد بود . به دليل آنكه گاهي كودكان عادي نيز در اين قبيل مهارتها دچار كندي مي شوند.در هرحال به طوركلي افراد عقب مانده آموزش پذيرازنظر مهارتهاي حركتي نسبت به افرادعادي ضعيف تر مي باشند.

((گروه كودكان عقب مانده ذهني تربيت پذير))

متاسفانه تعداد قابل توجهي از اين گروه از كودكان عقب مانده ذهني تربيت پذيردر بيشتر جاهاودرغالب موارددرموسسات وسازمانهاي غير آموزشي نگهداري مي شوند و كمتر به تعليم وتربيت آنها به معناي اعم كلمه توجه شده است.

اين گروه ازكودكان حدود3/%  (سه دهم درصد)كل جامعه راتشكيل مي دهند.معمولا ًتعدادي از كودكان عقب مانده ذهني تربيت پذير درسنين دبستان در موسسات وسازمانهاي مختلف وبقيه در منزل نگهداري ميشوند.از نظر هوشي گروه عقب ماندگان تربيت پذير از حدود50-25 درصدبهره هوشي برخوردارندبه عبارت ديگر هنگامي كه كودكان همسال آنهاباپشت سرگذاشتن سن 6سالگي واردكلاس اول دبستان مي شوندعقب ماندگان تربيت پذير از نظر هوشي مانند بچه5/1 تا 5/3ساله هستند.

عقب ماندگي اكثر كودكان عقب مانده ذهني تربيت پذير به دلايل بيماري ضايعات مغزي واختلالات داخلي ناسازگاري هاي ژنيتيكي وغيره ميباشد.وبه همين دليل معمولا آنهاداراي علائم كلينيكي وغيره هستند كه به سهولت قابل مشاهده وتشخيص مي باشد.

كودكان عقب مانده تربيت پذير بر خلاف گروه عقب مانده آموزش پذير غالباً به خاطر همان مشخصه بدني از دوران نوزادي وطفوليت قابل شناسايي ميباشند.واز همان ابتدا درراه رفتن حرف زدن وديگرمهارتهاي كلامي وبدني وبه طور قابل توجهي دچار ضعف وكندي شديدي ميباشند پرواضح است به علل عقب ماندگي شديد ذهني وبالطبع بدني از اين قبيل كودكان انتظاري درتحصيل آموزشهاي رسمي و مهارتهاي شغلي به گونه دانش آموزان آموزش پذير نيست .

درواقع اگر چنين توانايي داشتند به آنها نيز حد اقل صفت آموزش پذيري داده مي شد.افراد عقبمانده تربيت پذيرفاقد توان اداره يك زندگي به طور مستقل وخودكفايي اجتماعي واقتصادي لازم هستند.

اين كودكان به طور مداوم نياز به حمايت وسرپرستي وهدايت دارند به طور كلي هدفهاي آموزشي كودكان عقب مانده ذهني تربيت پذير در جهت نيل به خودكفايي وتحصيل تجارب لازم است به جهت آ نكه تا آنجا كه ممكن باشدفردي موثر ومفيد در جامعه باشند.

درمجموع ميتوان به طور واقع بينانه چنين خلاصه نمود كه:

1-گر وه كودكان عقب مانده تربيت پذير قادر به فراگيري انجام امور شخصي از قبيل لباس پوشيدن  غذا خوردن ومسواك زدن نظافت شخصي وغيره مي باشند وبايدآنها را كمك نمود تا انجا كه ممكن است فردي مفيد وموثر واقع شوند.

2-قادر به فراگيري رفتار متناسب ومطلوب در خانه ودر همسايگي وچگونگي برقرار ارتباط با خانواده ونزديكان مي باشند.

3-آنها مي توانند درمنزل ويا درمدرسه ودرموسسات شبانه روزي ويا دركارگاههاي حمايت شده از نظر اقتصادي مفيد واقع شوند بدين معنا كه بتوانندحداقل درامدي داشته باشند.

((كودكان عقب مانده ذهني كاملا ًمتكي ويا حمايت پذير:))

اين كودكان به علت عقب ماندگي شديد ذهني بدني قادر به يادگيري وتربيت پذيري درامور خودياري وانطباق با محيط وسازگاري اجتماعي نميباشند.از نظر اقتصادي حداقل كارايي رانداشته ونميتوانند مفيد واقع شوند.بهره هوشي آنان معمولا از 25 درصد كمتر ميباشدوبه

همين دليل نياز فوق العاده به كمك مستمر در انجام كارهاي شخصي دارند.اين كودكان تقريباًدر تمام مدت زندگي خود مانند نوزادان واطفال خيلي كم سن نياز به مراقبت وسرپرستي دائم دارند به طور كلي بدون كمك ديگران قادر به ادامه زندگي وبقا نمي باشند.

تعدادي از اين كودكان هرگزتوانايي آ مو ختن صحبت كردن ويا انجام ساده ترين امور زندگي از قبيل خوردن وپوشيدن را ندارند.سرپرستي وحمايت از اين كودكان هرگز توانايي اموختن صحبت كردن ويا انجام ساده ترين امور زندگي از قبيل خوردن وپوشيدن را ندارند.

سرپرستي وحمايت از اين كودكان نيازمند مسو ليتي است خطير وحساس  به ويژه براي والدين ومسولان امور.

هرگونه كوتاهي ومسامحه در نگهداري  وحمايت از اين كودكان نيازمند نشانه هائي است از فقدان مسوليت وضعف اخلاق وبيگانگي از ارزشها وگناهي است نا بخشودني در پيشگاه خالق انسانها.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:37  توسط باقر حسنوند | 
چه قدر زود تموم شد! واقعآ  انگار همین دیروز بود که شروع کردیم به نوشتن تو این وبلاگ.

اوایل شورو شوقی توی بعضی از بچه ها به وجود اومده بود ما یه چی مینوشتیم هر چند مذخرف اما بعدش میدیدم که جواب داده شده خلاصه حال کردیم درسته خیلیها ما رو مسخره کردن اما بازهم تجربه جالبی بود مگه نه!!!

دیگه قصده نوشتن نداشتم اما گفتم یه سری از مشکلاتمونو اگه بگم بد نیست شاید به گوشه اونیکه لازمه بهش برسه  یه جورای برسه

اول اینکه.....گلایه نیست تشکره از مدیر گروه محترم که که بالاخره دور اندیشیشون سر رسید و درسهای به ظاهر اختصاصی ما هم شروع شد درسهای که باید ما از ترم ۲ شروع میکدیم به خوندش تازه از ترم ۵ شروع شده شاید نییت اقای علی عسگری خیر بوده  ولی به نظر من باید واسه ما زودتر شروع میشد

دوم اینکه این ترم هم مثله سنواته قبل شدیم ازمایشگاه ویه جور محلی که دوستان وشاگردان با واسطه یا بی واسطه اقای علی عسگری بیان به ازمایشو خطا بپردازن!

اخه ما چه گناهی کردیم که باید این درسای عجیبو غریبو زیر نظره اساتیدی بگذرونیم که یا هنوز جوهره شروع به تحصیله مقطعه دکتراشون خش نشده یا اینکه هنوز معلمن.

اخه برادره من این درسا نیاز به یه استادی داره که حداقل ۱۰ سال سابقه تدریس داشته باشه نه کسی که خودش هنوز دانشجویه

تازه یکی شون خلی جو گیره تحقیقی به ما داده که اگه ما سره جمع همه مون جمع شیم کله ترمو نمیتونیم تحقیقه این استادو ارایه بدیم اخه فهم و درکه ۵ مقاله به زبان لاتین اون هم برای دانشجوی که تازه همین ترم شروع کرده به پاس کردنه زبان تخصصی  مگه میشه علی جون

به خدا نمیشه

اهان یادم اومد اون روزا که به خودمون میگفتیم که ای ول عجب مدیر گروهی داریم که این رشته تازه رو واسمون اورده باید فکره این چنین روزی رو هم میکردیم که این اقا فکر دانشجویانه دکترایه دانشگاه هم هست نه فقط فکره من چه قدر اخه تو دور اندیشی جیگر!!

راستی یادم رفت بگم که کی میخواهید قبول کنید که رشتیه کوفتی ما نیاز به بازدیدو از این جور چیزا داره!!

ما که دلمون خونه

امیدوام سعه صدرتون همچون مدیرانه دولته نهم نباشه! امیدوارم

امیدوارم گوشی باشه واسه شنیدن

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 18:41  توسط ابوالفضل صدیقی | 

خصوصیات مهم کودکان عقب مانده

خصوصیات رفتاری و روان شناختی ذهنی
در رفتار دانش امزان عقب مانده تغییر پذیری زیادی مشاهده می شود و هر کودکی بایستی به عنوان یک شخص تک و منحصر به فرددر نظر گرفته شود.
خصوصیات شناختی
بارزترین خصوصیت عقب ماندگی توانائی کاهش یافته برای یادگیری است . پژوهشها نشان می دهد که دانش اموزان عقب مانده حداقل در چهار حیطه مربوط به شناخت دچار مشکل اند :(( توجه ، حافظه ، زبان ، تحصیل ))
خصوصیات شخصیتی
افراد عقب مانده ذهنی در معرض گونه های مختلف مسائل اجتماعی و هیجانی قرار دارند. بدون شک متفاوت بودن تنها بر شیوه پذیرش فرد در موقعیتهای اجتماعی نافذ است.اینکه در گروهی از کودکان یکی کودن تلقی شود ، به طور قطع احساس او را در مورد ارزش خود تعیین می کند. پژوهشها نشان می دهد که مفهوم از خود درمیان افراد عقب مانده بسیار پاینیتر از افراد عادی است علاوه بر صیانت ذات نازلتر ، دانش اموزان عقب مانده در معرض ابتلا به دیگر مشکلات رفتاری ، مثل بی توجهی و در هم گسیختگی قرار دارند .




اداره کودک عقب مانده در مدرسه


در جریان عادی سازی دانش اموزان عقب مانده خفیف در کلاسهای معمولی شایسته است که معملمان از تکنیکهای مناسب برای کار با انها اگاه باشند. با اینکه هر کودک دارای مشکلات یادگیری منحصر به فردی است ، اما می توان چند توصیه کلی مد نظر قرار داد:
1- معلم باید مدام بکوشد تکالیف یادگیری را برای کودک عقب مانده تنظیم نماید. فعالیتهای نسبتا مشکل اگر گام به گام انجام شود ، اغلب کودکان قابل تدریس می شوند
2- بسیاری از کودکان عقب مانده واقعیات را از طریق تمرین و تکرار ، خوب می اموزند. در معرض قرار گیری مکرر در برابر یک مطلب اغلب نتیجه ی جز پیروزی ندارد.
3- واسطه ی کلامی بایستی در دانش اموز ترغیب گردد این راهبرد به یادگیری مفهموم و مسئله گشایی کمک می کند. اینکه از کودک بخوهیم به مرور ذهنی کلامی انچه می اموزد اقدام کند شیوه ی موثر برای کمک به یادداری دانش اموز عقب مانده است.
4- از انجا که برخی پژهشها ناظرند بر اینکه بسیاری از افراد عقب مانده فاقد انگیزه اند ، معلم باید به دنبال راههای باشد که بدان طریق می توان انگیزه را افزایش داد. نو بودن یکی از این روشهاست . با وجود این کودک عقب مانده نیازمند داشتن سی در باب ساختار و اشنایی است نو بودن بیش از د می تواند اشفته ساز باشد.
5- بسیاری از کودکان عقب مانده خفیف متعلق به محیطهای هستند که در آن تقویت نا چیزی در رابطه با رفتارهای مربوط به مدرسه وجود داشته یاخواهد داشت . بنابراین وجود برنامه ای همساز با تقویت دارای کاربرد در رشد مهارتهای مربوط به ( یادگیری اموختن) ضروری است برای مثال ، ایده نمرات عددی به عنوان تقویت کننده بایستی چنان ساختار بندی شود که پاداش بخش باشد
6- سطح کار گزاری کودک بایستی مستمرا مورد ارزیابی قرار گیرد این ارز یابی بایستی رسمی و غیر رسمی باشد
7- بایستی پس خوراند فوری و مستمری برای همه فعالیتهای یادگیری فراهم اید تا به کودک کمک شود تمیزهای اساسی بین پاسخها را بیاموزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:35  توسط باقر حسنوند | 

خواندن این متن سخت نیست، سخت‌تر است زبان را خانۀ اندیشیدن دانستن، آسان است در خانۀ اندیشه توانستن اما، ناآسان؛ رای ما بر این است که چنتۀ خالی زمان را به برگ ِ زبان پر باید کرد، پس آنان که ساغرشان  زودتر سر میرود، بهتر آن است زبان در کام کشند و کنار روند.

سلام با عرض تبریک سال نو و اینکه سالی خوب داشته باشید به تمام کسانی که بهشون تبریک گفتیم و کسانی که لیاقت نداشته ایم که بهشون تبریک بگیم

نوشتن این مطالب جز اینکه میریم کلی با پسرها میخندیم هیچ فایده ای نداره.... اخر چی خانم شاگرد اول به نیابت از دخترها میره مطلب مینویسه اونوفت نوبت دخترها است که کلی با هم بخندند

عجبا این که شد همش خنده ! خب دیگه اینهم یه نوعشه

اخه یکی نیست به هت بگه واسه چی اینهمه مییای تو وبلاگ چرتو پرت می نویسی اگرمیخواهی ادای وظیفه کنی خب کردی دیگه! اگه مردی برو رودرو حرف بزن انتقاد کن تا بهت نگن بی لیاقت !!! نگن نیمیتونی  خب مثل بچه ادم میرفتی یه کنفرانس در مورد یه مدل مو؟ ببخشید یه نوع بیماری میدادی تا صاحب نشان عظیم لیاقت میشدی!

وقتی یه برنامه هی  رو به سختی انجمن تدارک میبینه مگه ما لیاقت نداریم که چشمون به چشه کسای که اخرترم با قیافه حق به جانب میگن این انجمن تو این ۱ سال چه غلطی کردروشن بشه!

میگن وقتی ادم از جای که به ان تعلق داره فراری باشه یه مشلی داره  خب دیگه بر میگرده به نظرییه فروید!حکایت ما با یه نفری شده همین قضییه  هی میگه شهرستانی اله شهرستانی بله اخه بالام جان کلاهی ....هی بابا اسمش فک کنم لو رفت! اگه قرار به شهرستانی بودن باشه تو از همه ما دهاتی تری برادر! این قدر هم زور نزن بگی بچه تهرانی که داداش به گرو خونیت نمیخوره؟ در ضمن تمام بچها به شهرستانی بودنه خودشون افتخار میکنن.

به به عجب پیام تمیزی دادیم مگه نه! هی بابا این همه مطلب بنویس اما...اما....حیف که نمیشه ....اخرشم میگن این بنده خدا که تو کلاس لاله  یه کلمه هم حرف نمیزنه اینهم دلش خوشه ...دهاتی

راست میگن مییای ایجا مطلب مینویسی که چی ؟تو هم میتونی مثل بعضیها این قدر اراجیف به هم به بافی که ازت متنفر شن و وقتی میبیننت چندششون شه؟ یا اینکه مثل بعضیها ۴ برنامه کامپیوتری رو بلد باشی بیای سر کلاس هی بزنی تو سر بچه ها که منم خدای کامپیوتر! یا این که بشی یه ورزشکار حرفه ای که بچه ها به همکلاسی بودنت افتخار کنن...!

اما هر چی فکر میکنم نمیشه ادمها همه مثل هم نیستند یکی میشه اینقدر منفور یکی هم مثل تو خنثی منفی !!

خب هیچ خیالی نیست تو داری با قلم مینویسی همون قلمی که خدا به هش قسم خورد ویکی با زبان که به قول پیامبر خدا زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد...قضاوت با بچه هاست که لیاقت داریم واسشون بنویسیم یا نه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:51  توسط ابوالفضل صدیقی |